تبليغاتX
جملات ناب زندگی يعنی چکيدن همچو شمع از گرمی عشق ، زندگی يعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق ، زندگی يعنی دويدن بی امان در وادی عشق ، رفتن و آخر رسيدن بر در آبادی عشق ، ميتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداه بودن ، پر غرور چون آبشاران بودن امّـا ساده بودن ، ميتوان اندوه شب را از نگاه صبح فهميد ، يا به وقت ريزش اشک شادی بگذشته را ديد ، ميتوان در گريه ابر با خيال غنچه خوش بود ، زايش آينده رادر هر خزانی ديد و آسود

دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد.       (شکسپیر)

 

گاهی اوقات صلاح مادراین است که به مقصودنرسیم زیرامقصودبرای ماضرر دارد. 

 (هانری مور)

 

 

 

هیچ ایمانی چون حیاء وصبرنیست .        (پیامبر اعظم(ص))

 

 

 

به عوض اینکه به تاریکی لعنت فرستیدیک شمع روشن کنید.       (لنفوسیوس)

 

 

خوشبختی وبدبختی ایام پیری عصاره ی اعمال گذشته ی ماست.               (منت بود)

 

 

 

ازهمه چیزگذشتن وبه همه چیزرسیدن مهم نیست،مهم ازچه گذشتن وبه چه رسیدن است.

 

 

هیتلربه ناپلئون می گوید:مابرای شرافت می جنگیم وشمابرای پول می جنگید،

ناپلئون میگوید:انسانهابرای آنچه که ندارن می جنگند.

 

 

 

تمام دردهای جسمانی ازخواهشهای بی جای نفسانی به وجودمی آید.


 

نوشته شده توسط بزرگوار در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط بزرگوار در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:21 موضوع | لینک ثابت


حکایت

درویشی به دردهی رسید.جمعی که خدایان رادیدآنجه نشسته .گفت:مراچیزی بدهید

وگرنه به خدابااین ده همان کنم که باآن ده دیگرکردم .ایشان بترسیدند.گفتند:مباداکه

ساحری یاولیی باشدکه ازاوخرابی به ده مارسد.آنچه خواست بدادند.بعدازآن پرسیدند

که باآن ده چه کردی؟گفت:آنجاهمین سوال وکردم چیزی ندادندبه اینجاآمدم ،اگرشمانیزچیزی

نمی دادیداین ده رانیزرهامیکردم وبه دهی دیگرمی رفتم.

عبیدزاکانی



 

نوشته شده توسط بزرگوار در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 21:27 موضوع | لینک ثابت


جملات ناب

برای شوهردانش لازم است برای زن نجابت.

(ژرژهربرت)



غرورهدیه شیطان است وعشق هدیه ی خدا،وماهدیه ی شیطان رابه هم می دهیم ولی هدیه ی خداراازهم پنهان می کنیم.



کسی که عاشق باشدوعفاف ورزدوبمیردشهیدازدنیا رفته.

(پیامبراعظم(ص)


بسیاری ازمردان بزرگ برای عظمت خودمدیون مشکلات بزرگی هستندکه درزندگی باآن روبروبودند. (اسپرژن)



شخصیت هرکس بارفتارش شناخته می شود نه باکلماتی که برزبان می آورند.

(وین دایر)



کسی که یک حاجت برادرخودرا برآورد چنان است که همه ی عمرخدا راعبادت کرده است.

(پیامبراعظم(ص)



خدابه واسطه ی مدال هاومدارجت توراموردتامل قرارنمی دهد بلکه جراحات وزخم های تو توجه خداوندراجلب می کند. (هوبارد)



دوستانت باید مثل کتابهائی که می خوانی کم باشندوبرگزیده.

(مثل انگلیسی)





همیشه دشمنان خویش راببخشید،چیزی بیش ازاین آنها راناراحت نمیکند.

(اسکارواید)





به محض آرام شدن دریای افکار،کشتی های نجات ازراه می رسند.


(امام علی(ع))




هرچه بیشترمطالعه می کنیم بیشترمتوجه می شویم که نادان هستیم.

(بیشه شلی)




روزیکه صبردرباغ زندگیت بروید به چیدن میوه ی پیروزی امیدوارباش.

(مثل آلمانی)




خوشخوئی وگشاده روئی دام دوستی است وبردباری گورعیب ها



حضرت امیر (ع))




باقرض اگردامادشدی باخنده خداحافظی کن


(مثل آلمانی)



تنها علاج عشق ازدواج است

(آرت بوخونوآلد)



باقرض اگردامادشدی باخنده خداحافظی کن

(مثل آلمانی)



 

نوشته شده توسط بزرگوار در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت


میلاد با سعادت امام محمد باقر(ع (بر شیعیان ایشان مبارک باد

 



محمدبن مسلم گويد: از کوفه به طرف مدينه عزم سفر کردم در حاليکه مريض و سنگين بودم،

خبر به امام محمد باقر (ع) رسيد که محمدبن مسلم مريض شده. امام (ع) به توسط شخصي

شربتي که سرپوش پارچه اي بر روي آن بود برايش فرستاد. آن شخص خود را به محمدبن مسلم

رسانيد و گفت: به من دستور داده اند تا از اين شربت نخوري از اينجا نروي. محمدبن مسلم مي گويد

همينکه شربت رانزديک دهان آوردم بوي مشک از آن ساطع بود. ديدم شربتي خوش طعم و سرد است

وقتي آشاميدم مأمور امام (ع) گفت: حضرت باقر (ع) فرمودند بعد از آنکه خوردي حرکت کن و به

نزد ما بيا، من از فرمايش امام (ع) در انديشه شدم با اينکه قبل از آشاميدن قدرت بر روي پا ايستادن

را نداشتم شربت که در معده ام داخل شد مثل اينکه در بندهاي آهنين بسته بودم همه باز شد و در خانه

آن سرور آمده اجازه ورود خواستم. با صداي بلند فرمود: خوب شدي داخل شو.

وارد شدم در حاليکه اشک مي ريختم سلام کرده دست آن حضرت را بوسيدم. فرمود: براي چه گريه

مي کني؟ عرض کردم فدايت شوم گريه ام براي اين است که از خدمت شما دورم و در فاصله بسيار

زيادي واقع شده ام اينک خدمتتان رسيده ام نمي توانم زياد بمانم و شما راببينم. آن حضرت فرمود:

امام اينکه نمي تواني زياد بماني خداوند دوستان ما را چنين قرار داده، بلا را نسبت به ايشان سريع

کرده و اما به دوري و غربت اشاره کردي، در اين موضوع بايد به امام حسين (ع) تأسي بجوئي.

دور از ما در فرات و عراق دفن شده اينکه گفتي فاصله بين تو با ما زياد است، همانا مؤمن در

دينا و ميان اين مردم کج رفتار غريب است تا زماني که به سوي رحمت خدا برود اينکه مي گوئي

ما را دوست داري و مي خواهي پيوسته ما را ببيني خداوند از قلبت آگاه است و بر اين ولا و محبت

ترا پاداش خواهد داد.


 

نوشته شده توسط بزرگوار در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 22:58 موضوع | لینک ثابت





 

نوشته شده توسط بزرگوار در شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت


انسان موجودي است که خداوند بر خود افرين گفت از افريدنش وملائکه سجده کردند پس انسان داراي هزاران صفحه و هر صفحه داراي هزاران کلمه و هر کلمه داراي هزازران معني پس هرچه مي خواهي خويش را ورق زن و قدرت خداي خويش را نشان ده.


انساني که با ورق زدن تمام شود هنوز خويشتن خويش را نشناخته...

علم ؛نعمت بزرگي است كه درزندگي تاج افتخاروپس ازمرگ يادگاردرخشان خواهدبود.

حضرت علي(ع)))


خوشبخت آنست که از سرگذشت ديگران پند گيرد .

( حضرت محمد(ص))

در جهان يگانه مايه ي نيکبختي انسان محبت است.

(افلاطون)


چون عقل زياد گردد کلام اندک مي شود.

(حضرت علي (ع))

درموقع آسایش خدارابشناس تادرموقع سختی تورابشناسد.

(حضرت محمد(ص))


صبروامیددوعامل موفقیتند.

(الکساندردوما)

ماموریت شمادرزندگی تغییردادن دنیانیست؛ماموریت شماتغییردادن خودتان است.

(آندرومیتوس)


اگرآرامش ذهنی بیشتری می خواهید؛برروی هرواقعه ای برپسب ((خوب))یا((بد))نزنید.


بعضی هامرگ راآنقدربزرگ می کنند؛که دیگرجایی برای زندگی باقی نمی ماند.


گل وجودت فرارسیدن بهارزندگیم رابشارت می دهد.


موجودبدبین باخورشیدآدم برفی می سازد.

افرادی که فکرشان سیاه است ؛مویشان زودترسپیدمی شود.


سعادت ديگران قسمت مهمي از خو شبختي ما مي باشد.

(شکسپير)

آدم دروغگو؛راه راست راهم مارپیچ پشت سرمی گذارد.


عشق اول قلب راوسپس عقل رامی رباید.






از پر گويي بپرهيز که لغزشفراوان ببار آورد و آزردگي توليد کند.

(حضرت علي (ع))

آنکس که جرات انجام کارهاي شايسته را دارد انسان است

(شکسپير)


اشتغال به هر کاري بهتر از تنبلي و بيکاري است

(اسمايلز)

عشق کودکانه از اين اصل پيروي مي کند که: (( من دوست دارم چون دوستم دارند.)) عشق پخته و کامل از اين اصل که: (( مرا دوست دارند، چون دوستشان دارم.)) عشق نا بالغ مي گويد: (( من تو را دوست دارم چون به تو نيازمندم .)) عشق رشد يافته مي گويد: (( من به تو نيازمندم چون دوستت دارم.))


بريدن از نادان مساوي است با پيوند با دانا

(حضرت علي (ع))

گفتم: خسته‌ام گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) ::. گفتم: هيشكي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::. گفتم: غير از تو كسي رو ندارم گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد .:: ما از رگ گردن به انسان نزديك‌تريم (ق/16): گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي! گفتي: فاذكروني اذكركم .:: منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152


بايدزيادمطالعه كنيم تابدانيم كه هيچ نمي دانيم

(مونتسكيو)

در کشتزار زندگي از آن تخمي که افشانده اي خوشه اي خواهي چيد

(حضرت علي (ع))


طبيعت يگانه کتابي است که همه صفحاتش پر معني است.

(گوته)

هيچ کس انقدر ابله نيست که براي هيچ کاري ليا قت نداشته باشد.

(ناپلئون)


چقدر بدبختند کساني که شکيبايي ندارندکه بااين خصلت هرگز روي آسايش را نخواهند ديد.

(شکسپير)

دانايي عمده انسان در اين نهفته است که به حماقتهاي خود پي ببرد.

(لادشفوگو)


در گرفتاري بايد فکر را به جنب وجوش آورد نه اعصاب را......

(حجازي)

با نيکان بدي مکن چه آنها را از نيکي کردن باز ميداري....

(حضرت علي(ع))


اگرمي خواهيدمردم درباره ي شماخوب فكركنندازخودتان تعريف نكنيد.

(پاسكال)



زيبايي سخن به کوتاهي و اختصار است.

(حضرت محمد(ص)


کسي که به خود اطمينان دارد به تعريف کسي نياز ندارد.

(گوستاو لوبون)

طبيعت يگانه کتابي است که همه صفحاتش پر معني است.

(گوته)


کم دانستن و پر گفتن مثل نداشتن و زياد خرج کردن است .

(ناپلئون)

هر که ترک شهوت کرد آزاد شد.

(حضرت علي (ع))


انديشه کردن که چه بگويم"به از پشيماني که چرا گفتم.

(سعدي)

خدمت به خلق وظیفه نیست؛بلکه لذت است.

(زرتشت)


 

نوشته شده توسط بزرگوار در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 21:39 موضوع | لینک ثابت




 

نوشته شده توسط بزرگوار در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 21:15 موضوع | لینک ثابت




 

نوشته شده توسط بزرگوار در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 21:27 موضوع | لینک ثابت


                                        


 

نوشته شده توسط بزرگوار در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 12:39 موضوع | لینک ثابت